محمد مفيد مستوفى بافقى

221

جامع مفيدى ( فارسى )

يافته برياض نزاهت آثار معدلت فايز گرداند . ابر نيسانى از ايثار دست دررنثارش عرق خجلت بر جبين راند و كان بدخشانى از بخشش كف گوهر بخشش خون دل از دامن چكاند . قطعه خجسته راى او بر خلق راه فتنه بربندد * مبارك راى او بر ملك راى خير بنمايد سعادت چشم بگشايد كه تا رويش كجا بيند * زمانه گوش وا دارد كه تا رايش چه فرمايد بعد از استشاره و استخاره خلعت با بهجت « وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ » بر قامت قابليت شاهزادهء عالم و عالميان ابو المظفر سلطان حسين ميرزا كه فروغ صبح عدالت از جبين مبين او با هر ولمعهء نور نصفت از چهرهء احوال و ناصيهء آمالش ظاهر بود چست آمد . لاجرم در شهور سنهء خمس و ستين و تسع مائة حكم ميمون از مكمن عنايت روزافزون نفاد يافت كه شاهزادهء جوان بخت من حيث الاستقلال متعهد امور ايالت و دارائى قندهار در زمين داور و گرمسيرات بوده جميع شاهزاده‌گان كامكار و امراء [ و ] خوانين عاليمقدار باوقار و اركان دولت و اعيان حضرت كه در بلاد خراسان و ولايت نيمروز در مسند حكومت تمكن دارند كمر فرمان‌بردارى او بر ميان بسته غاشيهء مطاوعت بر دوش گيرند . لهذا عتبهء عليهء شاهزادهء حشمت آئين ، پناه سلاطين و خواقين گشت و پايهء عظمت و اقتدارش از سر كيوان درگذشت . بيت پناه سرورانست درگه او * سر نام‌آوران خاك ره او و چون بعنايت پروردگار ملك‌بخش مسند سلطنت آن ولايت بفر وجود شاهزادهء كامران مزين گرديد و اساس دين نبوى از مساعى معمار شريعت آثارش